خورشید در خون...

باز ، آب ،سرخ...

خاک، سرخ...

آسمان ،سرخ!

ابر سیاه و

دل سیاه و 

رنگ پرچم ها سیاه...

ببین چگونه غم در غمت ماتم گرفته است..!

حدیث حادثه انگار زنگار میشود

به روی زخمی ماهکه خورشید را وقت سحر ،

خیمه در خون نشسته است...

میان خواب آشفتگی کودکان ،درد خفته است...!

صدای هلهله ی رودها در عرش ...!

نهیب واقعه ، قامت ایوب کمان می کند...!

کشتی نوح می شکند...!


آیا پیدا میشود یاری کننده ای هنوز،

که یاری ات کند؟!



رادیو ۷ - احسان کرمی